خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در راه تا رود ز من آن نازنین جدادستش جدا عنان کشد و آستین جدا
۲
چون بر نشان پای تو مالم رح نیازنتوان چو سایه کرد مرا از زمین جدا
۳
از لذت خدنگ ستم عضوعضو منهریک کنند شست ترا آفرین جدا
۴
هم عاشق وفایم و هم بنده جفادارم به سینه داغ جدا بر جبین جدا
صفحهٔ ۱ از ۲