شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود رادمی صدبار دل با دیده‌اش سودا کند خود را
۲
شب وصل است و دل عهد خیالت تازه می‌سازدکه امشب فارغ از تنهایی فردا کند خود را
۳
عنان دل به دست بیخودی افتاده می‌ترسمکه بی‌تابانه حرفی گوید و رسوا کند خود را
۴
به دشت بی‌سرانجامی چنان گردیده قدسی گمکه عمری بایدش گردید تا پیدا کند خود را
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth