شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که داغ دلم دشمن است مرهم رانمی‌دهم به شب قدر روز ماتم را
۲
خدنگ یار مگر چاک سینه‌ام بگشود؟که سوخت شعله طوفان عشق عالم را
۳
به گلشنی که نسیم دلم گذشته بر آنز خون دل نتوان فرق کرد شبنم را
۴
مریض عشقم و خون جگر چنان نوشمکه العطش ز جگر خیزد آب زمزم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth