خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط تو سرمه کشد دیده تمنا رالب تو تازه کند روح صد مسیحا را
۲
بود به مرهم راحت همیشه طعنهفروشکسی که یافت دلش ذوق داغ سودا را
۳
بود بر اهل محبت حرام آسایشتبسمی که کند تازه زخم دلها را
۴
عجب نباشد اگر در محبت یوسفدوباره عشق جوانی دهد زلیخا را
صفحهٔ ۱ از ۳