خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فسون نالهام شب بسته خواب پاسبانش راکه با هر سر نباشد آشنایی آسمانش را
۲
ز چاک سینهام دل میکند نظاره زلفشچو مرغی کز قفس بیند به حسرت آشیانش را
۳
نوازد ظاهر و در دل خیال کشتنم داردبه حال خویشتن پی بردهام لطف نهانش را
۴
اسیر عشق را فرض است عزت بعد مردن هممیندازید بر خاک مذلت استخوانش را
صفحهٔ ۱ از ۱