خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب سوی ما هوس آمدن است آن مه رادیدهها پاک بروبید به مژگان ره را
۲
تا تو بر گوشه نشینان گذری چشم و مژهآب و جاروب زده صومعه و خانقه را
۳
بچه منصوبه ندانیم بریمت به وثاقتو شهی می نتوان برد به بازی شه را
۴
جان ما بیش مسوزان چو بر آوردی خطدود برخاست منه بر سر آتش که را
صفحهٔ ۱ از ۲