شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طاقت درد تو زین بیش ندارم یاراچاره ای کن به نظر درد دل شیدا را
۲
هوس روی توأم کرد پریشان احوالزلفت انداخت مگر در دل من سودا را
۳
هر کسی را ز لبت لذت جان حاصل شدکام بی ذوق چه داند مزه این حلوا را
۴
طاقت خنده ندارد لبت از غایت لطفبه سخن رنجه مکن آن لب شکر خارا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth