خلوتی با صامت بروجردی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کردتار مویش را به سحر غمزه طوق شیر کرد
۲
دره دره آنچه در هستی بود در بند اوستعشق را نازم که آخر تا کجا تاثیر کرد
۳
بسکه دیر آمد بسر وقت دلم داغ غمشتا که از حسرت مرا اندر جوانی پیر کرد
۴
دعوی بیجای عشقش حد این مسکین نبودخامه صنع ازل این کار را تقدیر کرد
صفحهٔ ۱ از ۲