خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسنی که هست روی تو را بینهایت استخوب است گل ولی نمک اینجا به غایت است
۲
افسانههای خسرو و شیرین ز حد گذشتما و حدیث روی تو کانها حکایت است
۳
من فارغم ز مصر که در دولت لبتامروز کان قند و شکر این ولایت است
۴
افکند سایه زلف تو بر عارض خوشتظلمت نگر که نور مهش در حمایت است
صفحهٔ ۱ از ۲