→ همام تبریزیهمام تبریزی
همام تبریزی
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱چون سحر از بوی گل گشت معطر هوا←شمارهٔ ۲با آن که برشکستی چون زلف خویش ما را←شمارهٔ ۳ما به دست یار دادیم اختیار خویش را←شمارهٔ ۴ساقی همان به کامشبی در گردش آری جام را←شمارهٔ ۵داشتم روزی نگاری یاد میآید مرا←شمارهٔ ۶روی ترکم بین مکن نسبت به خوبی ماه را←شمارهٔ ۷مکن ای دوست ملامت من سودایی را←شمارهٔ ۸بشنو حدیث یار ما از ما نه از اغیار ما←شمارهٔ ۹چشم مستش دوش میدیدم به خواب←شمارهٔ ۱۰منتظر باشند شبها عاشقان ناکرده خواب←شمارهٔ ۱۱چون لبت از مصر کی خیزد نبات←شمارهٔ ۱۲بدیدم چشم مستت رفتم از دست←شمارهٔ ۱۳ترکم زمی مغانه سرمست←شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست←شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه بادهپرست←شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست←شمارهٔ ۱۷در پی آن میدوید دل که نگاری کجاست←شمارهٔ ۱۸کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ←شمارهٔ ۱۹حسنت چو اشتیاق دلم بینهایت است←شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بینهایت است←شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست←شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است←شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است←شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است←شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دلها مسخر است←شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است←شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است←شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است←شمارهٔ ۲۹یار ما محملنشین و ساربان مستعجل است←شمارهٔ ۳۰تو سلطانی و خورشیدت غلام است←شمارهٔ ۳۱به شب ماهی میان کاروان است←شمارهٔ ۳۲در شهر بگویید چه فریاد و فغان است←شمارهٔ ۳۳وداع چون تو نگاری نه کار آسان است←شمارهٔ ۳۴یاری که رخش قبله صاحبنظران است←شمارهٔ ۳۵چشم مستانه تو آفت هشیاران است←شمارهٔ ۳۶شب دراز که مانند زلف یار من است←شمارهٔ ۳۷مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است←شمارهٔ ۳۸دوستی دامنت آسان نتوان داد ز دست←شمارهٔ ۳۹بیا بیا که ز هجر آمدم به جان ای دوست←شمارهٔ ۴۰مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست←
۱ از ۶صفحهٔ بعد ←