خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به شب ماهی میان کاروان استکه روی او دلیل ساربان است
۲
چه جای ساربان کاندر پی اوز دلها کاروان بر کاروان است
۳
عجب آید مرا زان رهزن دلکه در شب رهنمای رهروان است
۴
چنین صورت ز آب و گل نیایدمگر جانی به شکل تن روان است
صفحهٔ ۱ از ۳