شعر را زندگی کن
خلوتی با همام تبریزی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مستانه تو آفت هشیاران استفتنه و عربده او همه با یاران است
۲
سر بوسیدن پای تو نه تنها ماراستاین خیالی‌ست که اندر سر بسیاران است
۳
عارضت هست بسی تازه‌تر از گل‌برگیکه بر او آمده در وقت سحر باران است
۴
در شکن‌های سر زلف تو گردد دل منوین چنین شب‌رویی در شیوهٔ عیاران است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth