خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلهاکه می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
۲
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنیکه ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
۳
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیماییچو نبود قرب روحانی چه سود از قطع منزلها
۴
برآر ای بحر بیپایان ز جود بیکران موجیکه خلقی تشنهلب مردند بر اطراف ساحلها
صفحهٔ ۱ از ۲