خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر ورق گل زدی از مشک رقمهادر وصف تو بشکست سر جمله قلمها
۲
هرگز دل من بیتو جدا از المی نیستای قاعده لطف تو تسکین المها
۳
در لشکر عشق تو اسیران همه گردندوز آتش دلهاست در آن گرد علمها
۴
نوعی دگر آمد ز کرم هر ستم توبا خستهدلان میکنی انواع کرمها
صفحهٔ ۱ از ۲