شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برده رخت رونق گل‌ها و سمن‌هادارد دهن تنگ تو در غنچه سخن‌ها
۲
گر سرو نه با قد تو ماند نتوان بردچون آب به زنجیر مرا سوی چمن‌ها
۳
صحرای عدم لاله‌ستان شد چو شهیدانبا داغ تو رفتند به خون غرقه کفن‌ها
۴
گفته‌ست به هر غنچه صبا وصف دهانتمانده‌ست ز حیرت همه را باز دهن‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth