شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنگر ایوان شه کز کاخ کیوان برتر استرخنه ها دان کش به دیوار حصار دین در است
۲
چون سلامت ماند از تارج نقد این حصارپاسبان در خواب و بر هر رخنه دزدی دیگر است
۳
چیست زر ناب رنگین گشته خاکی ز آفتابهر که کرد افسر ز زر ناب خاکش بر سر است
۴
گر ندارد سیم و زر دانا منه نامش گدادر برش دل بحر دانش و او شه بحر و بر است
صفحهٔ ۱ از ۲۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth