شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حبذا قصری که ایوانش ز کیوان برتر استقبه والای او بالای چرخ اخضر است
۲
سرکشیده ست آنچنان بالا که گویی چرخ راکنگر اطراف بامش شرفه های افسر است
۳
کعبه از سنگ است و هر سنگی که در بنیاد اوستکعبه آسا مقبلان را قبله گاهی دیگر است
۴
چرخ بر معمار او گاه عمارت عرضه کردخشت مهر و مه که این از سیم ناب آن از زر است
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth