خلوتی با عبید زاکانی
باب ششم در حلم - مذهب مختار
اخلاق الاشراف
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راستی اصحابنا نیز این خلق را به کلی منع نمیفرمایند. میگویند که اگر چه آن کس را که حلم و بردباری ورزید، مردم بر او گستاخ شوند و آن را بر عجز او حمل کنند؛ اما این خُلق متضمن فواید است، و او را در مصالح معاش مدخلی تمام باشد.
۲
دلیل بر صحت این قول آنکه امروز تا شخص در کودکی تحمّل بار غلامبارگان و اوباش نکرده است و در آن حلم و وقار را کار نفرموده، اکنون در محافل و مجالس بزرگان سیلی و مالش بسیار نمیخورد؛ انگشت در....ش نمیکنند، ریشش بر نمیکنند، در حوضش نمیاندازند، دشنامهای فاحش بر ... زن و خواهرش نمیشمارند. آن مرد عاقل که او را اکنون مرد زمانه میخوانند به برکت حلم و وقاری که در نفس ناطقه او مرکوز است و مودوع، تا تحمل آن مشقتها نمینماید، یک جو به حاصل نمیتواند کرد، و پیوسته خائب و خاسر و مفلوک و دشمنکام میباشد؛ او را در هیچ خانه نمیگذارند، و پیش هیچ بزرگی عزّتی پیدا نمیتواند کرد. آنکه میفرماید «الصفقه مفتاح الرزق» بنابراین صورت است، و معنی این بیت که گفتهاند:
۳
مرد باید که در کشاکش دهرسنگ زیرین آسیا باشد،
۴
موکد این قول است.
صفحهٔ ۱ از ۴