شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

باب ششم در حلم - مذهب منسوخ

اخلاق الاشراف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلم، عبارت از بردباری است. قدما حلیم کسی را گفته‌اند که نفس او را سکون و طمانینتی حاصل شده باشد که غضب به آسانی تحریک او نتواند کرد، و اگر مکروهی بدو رسد در اضطراب نیفتد. از حضرت رسالت مروی است که «الحلم حجاب الآفات» لفظ حلیم را چون مقلوب کنی ملح شود، و از اینجا گفته‌اند که «الحلم ملح الاخلاق» شاعر حلم ممدوح را بدین سیاق ستوده:
۲
شکست از بار حلمت کوه را پشتکه بر جا ماند همچون مبتلایی
۳
یکی ناچار گردد قابل کسردو ساکن را چو باشد التقایی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth