شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۱۳ - داستان

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوی طراز چمن بی ستونآن به بهشت غم شیرین درون
۲
بود بامر صنم دلپذیردر پی آراستن جوی شیر
۳
تیشه هر داغ که بر سنگ خوردلذت آن بر دل آن سنگ برد
۴
تیشه هر آن نغمه که بر می کشیداز لب وی ناله فرو می چکید
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth