خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۷ - صفت دلبر فصاد بود
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد آن حور و دست من بربستزدم استادوار دست به شست
۲
ز نخ او به دست بگرفتمچون رگ دست من به شست بخست
۳
گفت هشیار باش و آهستهدست هر جا مزن چو مردم مست
۴
گفتم ار من به دست بگرفتمز نخ ساده تو عذرم هست
صفحهٔ ۱ از ۲