خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲ - صفت دلبر کشتی گیرست
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلارام یار کشتی گیرسینه تو ز سنگ آکنده ست
۲
هر تنی کش برت زده ست آسیبهمچو مارش ز هم پراکنده ست
۳
که تواندت بر زمین افکندماه را بر زمین که افکنده ست
صفحهٔ ۱ از ۱