خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۸ - در حق دلبر نحوی گوید
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من دوش بپرسیدم بر وجه یقینتزان بت که به نحو اندر زین الادبا شد
۲
گفتم که بود جانا مکسور به علتزلفین تو بی علت مکسور چرا شد
۳
گفتا که پر از همزه ست این زلف چو لامممکسور کند لام تو را ظن خطا شد
صفحهٔ ۱ از ۱