خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۵ - صفت یار برزگر گوید
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به دو رخ بسان تازه بهارنکنی کار جز به میل و شمار
۲
گر ز من زاریست همواریکارم از تو چراست ناهموار
۳
همچنان کز شیار گل ببریهمچنان گرد عشق تو شاد یار
۴
هر چه تخم است آن توانی کشتو آن به دست تو بهتر آرد بار
صفحهٔ ۱ از ۲