خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۳۱ - در حق دلبر مؤذن گوید
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بت کشمیر و سرو کشمرای حور دلارام و ماه دلبر
۲
چون بتکده آزرست مسجداز روی تو ای نگار آزر
۳
ای دوست مؤذن تو را ز ایزدبفزود از آنت زینت و فر
۴
قدر تو نداند مؤذن توبی قدر بود به مسجد اندر
صفحهٔ ۱ از ۱