خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۳۴ - عشق هم کیمیاگری داند
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن دلفریب دلکش و آن دلربای دلبربا صد هزار کشی خندان درآمد از در
۲
تنبول کرده آن بت تنبول کرده پیداسی و دو نار دانه در نار دانش اندر
۳
تا کیمیای حسنش کرده ست لعل درشاز کیمیای عشقش گشتست لعل من زر
صفحهٔ ۱ از ۱