خلوتی با جامی
بخش ۳۱ - آذری اسفراینی، کاتبی نیشابوری و امیرشاهی سبزواری
روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
و از شعرای خراسان آذری اسفراینی است و در اشعار وی طامات بسیار است و از مطلعهای پسندیده وی است:
۲
باز شب شد چشم من میدان گریه آب زدسیل خون آمد شبیخون بر سپاه خواب زد
۳
و دیگری کاتبی نیشاپوری است و وی را معانی خاص بسیار است و در ادای آن معانی نیز اسلوبی خاص دارد و اما شعر وی یکدست و هموار نیست، شتر گربه افتاده است.
۴
و دیگر شاهی سبزواری است و وی را اشعار لطیف است، یکدست و هموار با عباراتی پاکیزه و معانی پر چاشنی و دیگری عارفی هروی است صاحب کتاب مقاوله گوی و چوگان و آن از نظمهای سرآمد اوست و این چند بیت از آن کتاب است در صفت اسب چوگانی:
صفحهٔ ۱ از ۳