خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که لعل لبت ساقی است و جام شراباز آن دو نرگس مست توام مدام خراب
۲
مرا که زمزمه قول دوست در گوش استچه حاجت است آواز چنگ عود و رباب
۳
فتاده بر رخ دلبر بطالع مسعودنخست چشم که بگشود چشم بخت از خواب
۴
بدین صفت که منم مست ساقی باقیعجب که باز شناسم شراب را ز سراب
صفحهٔ ۱ از ۲