خلوتی با شمس مغربی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن روی هر پریرویی ز حسن روی اوستآب حسن دلبری هر سو روان از جوی اوست
۲
کعبه اهل نظر رخسار جانبخش وی استقبله ارباب دل طاق خم ابروی اوست
۳
هر کسی گرچه بسوئی روی می آرد ولیدر حقیقت روی خلق جمله عالم سوی اوست
۴
مسکن و ماوای جانها زلف مشکینش بودمجمع مجموع دلها حلقه گیسوی اوست
صفحهٔ ۱ از ۳