خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه را چشم عنایت زتو شیرین پسر استمن تعنت نکنم هرچه تو باری شکر است
۲
دی برویم نظری کرد و دوایم فرمودمی ندانست که بیماری من از نظر است
۳
گل بصد ناز شکفته است تو در خواب هنوزخیز ای بلبل شوریده که وقت سحر است
۴
خواهم از بخت که با من همه بیداد کنیتا نه بندد بتو کس مهر که بیدادگر است
صفحهٔ ۱ از ۲