خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن نه مست است که می خورد و ببازار افتادمست آن بود که در خانه خمار افتاد
۲
دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،بسکه بر دور تو گردید زرفتار افتاد
۳
شاهد حسن تو در پرده نهان بود هنوزکه حریفان ترا پرده زاسرار افتاد
۴
گر نه آئینه هوای تو پری در سر داشتهمچو دیوانه چرا عور ببازار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳