خلوتی با نیر تبریزی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شدی کار من دلشده یکسر میشدیا تو سوی من و یا جان سوی تو بر میشد
۲
یا ترا خون جفا با دل من برمیگشتیا دل غمزده بر خوی تو خوگر میشد
۳
یا صبا خرمن موی تو به غارت میدادیا مرا راه بر آن خرمن عنبر میشد
۴
یا همان دم که ترا عادت دیرین برگشتعهد دیرینهٔ من نیز از این در میشد
صفحهٔ ۱ از ۵