خلوتی با مولانا
بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیهالسلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت
دفتر چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس سلیمان دید اندر گوشهاینوگیاهی رسته همچون خوشهای
۲
دید بس نادر گیاهی سبز و ترمیربود آن سبزیش نور از بصر
۳
پس سلامش کرد در حال آن حشیشاو جوابش گفت و بشکفت از خوشیش
۴
گفت نامت چیست برگو بیدهانگفت خروب است ای شاه جهان
صفحهٔ ۱ از ۱۶