خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشانهاوز آن چاک گریبانیم چاک اندر گریبانها
۲
چو یک معنی که پوشانی به گوناگون عباراتیحجار پرتو رخسارهٔ جانانه شد جانها
۳
مریض کشور عشقم عجب نبود اگر باشدمرا بالین ز خاره بستر از ریگ بیابانها
۴
نگردد گرد نعش زهرآلودم سک کویتز بس بر جسم بیمارم زدی پر زهر پیکانها
صفحهٔ ۱ از ۲