خلوتی با حکیم سبزواری
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانستکه بر رخ تو خط بندگی ساده رخانست
۲
فتاده سلسله بر پای دل درآن خم گیسوخوش آن دلی که دراین حلقهاش سری بمیانست
۳
ز دست دوست دشمن نوازچون نخورم خونکه نیست با من مسکین چنانکه بادگرانست
۴
چوباد عمر گذشت و مرابخاک ره اوهنوز دیدهٔ امید باز و دل نگرانست
صفحهٔ ۱ از ۳