شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم سبزواری

شمارهٔ ۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که اندر این کاروان یارب چه کس می‌رفت و می‌آمدکه از روز ازل بانگ جرس می‌رفت و می‌آمد
۲
زهی زان نور بی‌پایان خهی زان عشق بی‌انجامشهاب بیکران بی‌حد قبس می‌رفت و می‌آمد
۳
شد از شرب نهان ما تو گویی محتسب آگهکه بر دور سرای ما عسس می‌رفت و می‌آمد
۴
ز دست خصم بدگو تا چه آید بر سرم گو بازبه سوی آن شکرلب چون مگس می‌رفت و می‌آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth