خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفتدل بسته او گشت و روان از بر ما رفت
۲
گویند جدایی نبود سخت ولیکنبر ما ز فراق تو چه گویم که چهها رفت
۳
طوفان تنوری که از او مانده اثرهاآن خون دلی بود که از دیده ما رفت
۴
از آمدن و رفتن دلبر عجبی نیستاز راه وفا آمد و از راه جفا رفت
صفحهٔ ۱ از ۳