خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاجبه تخت و تاج کیانی کجا شوم محتاج
۲
کلاه فقر بود خود اشاره در معنیبه اینکه دور کن از سر هوای افسر و تاج
۳
زبان حالت درویش دلقپوش این استکه راه میکده باشد مرا بهین منهاج
۴
ز جان و تن بگذر تا رسی به کعبه دلکه این بود حرم خاص و آن مناسک حاج
صفحهٔ ۱ از ۳