خلوتی با وحدت کرمانشاهی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد بر فراز مسند دل باز شاه عشقیعنی گرفت کشور جان را سپاه عشق
۲
جز در فضای سینه رندان میپرستنتوان زدن به ملک جهان بارگاه عشق
۳
شوریدگان عشق برابر نمیکنندبا صد هزار افسر شاهی کلاه عشق
۴
در ملک فقر افسر فخرش به سر نهندهر تن که خاک شد ز دل و جان به راه عشق
صفحهٔ ۱ از ۲