خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خاک درت سجدهگه جمله جبینهازنار دو گیسوی تو سرفتنه دینها
۲
عشاق تو را طاقت جور و ستمت نیستگشتند همه خاک درت بگذر از اینها
۳
با عاشق خود جور و جفا کمتر از این کنزیرا که ز خوبان نبود خوب چنینها
۴
بر تربت عشاق گذر کن که برآیندجانها به تماشای تو از زیر زمینها
صفحهٔ ۱ از ۲