شعر را زندگی کن
شاهدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل آغازین - شمارهٔ ۱شد خاک راه این سر سودا نوشت ما←شمارهٔ ۲ز روی لطف بکن بوسه‌ای حوالۀ ما←شمارهٔ ۳پر کن بدور لعل نگارم پیاله را←شمارهٔ ۴اگر نه زلف تو میبرد در پناه مرا←شمارهٔ ۵جز ناله نیست مونس جان دل ربوده را←شمارهٔ ۶به عاشقان خود بنما جمال عالم آرا را←شمارهٔ ۷لعل لب تو شفاست ما را←شمارهٔ ۸کردی ز غم آباد چو کاشانۀ ما را←شمارهٔ ۹باز نما به مطربان نغمۀ جان گداز را←شمارهٔ ۱۰هر لحظه سیل دیده به خون می‌کشد مرا←شمارهٔ ۱۱کجا شد هودج لیلی که مجنون است از او دل‌ها←شمارهٔ ۱۲ای خاک درت سجده‌گه جمله جبین‌ها←شمارهٔ ۱۳ای طاق دو ابروی تو محراب جبین‌ها←شمارهٔ ۱۴مده هر دم سر آن زلف را تاب←شمارهٔ ۱۵خطت را بدایت به غایت خوش است←شمارهٔ ۱۶مرا دلیست که در وی بجز محبت نیست←شمارهٔ ۱۷وصف کمال حسن تو ورد دوام ماست←شمارهٔ ۱۸عشقت چو به قصد عقل و جان رفت←شمارهٔ ۱۹کدام سینه که مجروح و دل فگار تو نیست←شمارهٔ ۲۰خوشا دلی که به مهر وی و نشانه اوست←شمارهٔ ۲۱چو عقد سنبل تو عقده بر جبین انداخت←شمارهٔ ۲۲کسی که عشق تو ورزید با فراغ نرفت←شمارهٔ ۲۳بسم نبود که زلفت بقصد دین برخاست←شمارهٔ ۲۴قدم به پرسش من رنجه کن به رسم عیادت←شمارهٔ ۲۵با لعل جان فزای تو آب زلال چیست←شمارهٔ ۲۶قدت سرو گفتیم و رویی نداشت←شمارهٔ ۲۷امروز ز نو دلبر ما خوی دگر داشت←شمارهٔ ۲۸دلم را جز غمت سودی نماندست←شمارهٔ ۲۹دل بسی گردید چون زلف تو دلداری نیافت←شمارهٔ ۳۰تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت←شمارهٔ ۳۱از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست←شمارهٔ ۳۲چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت←شمارهٔ ۳۳دلبرا در کشتن ما خود بگویی سود چیست←شمارهٔ ۳۴خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت←شمارهٔ ۳۵هر سر که بوی سنبل تو در دماغ داشت←شمارهٔ ۳۶آنکو دل خود به خار ننهاد←شمارهٔ ۳۷جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند←شمارهٔ ۳۸زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید←شمارهٔ ۳۹خوب رویان چو صید عام کنند←شمارهٔ ۴۰دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth