خلوتی با شاهدی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشستشرمنده گشت نافه و در ملک چین نشست
۲
شد خاک راه جمله تنم زان طمع که دیدآمد خدنگ ناز تو و بر زمین نشست
۳
هر ناوکی که بر دلم از غمزهات نشستاز بهر بردن خرد و عقل و دین نشست
۴
درکوی دوست این دل سرگشته صبح و شاماز بهر شام طره و صبح جبین نشست
صفحهٔ ۱ از ۲