شعر را زندگی کن
خلوتی با شاهدی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف و رخ تو چون شب مهتاب نمایدخط بر رخ تو سبزه سیراب نماید
۲
بر روی تو دلها همه شد زار و نگون سارچون پرتوی قندیل که در آب نماید
۳
گفتم که شبی چشم تو در خواب ببینمکو بخت که در خواب چنین خواب نماید
۴
دیگر به مساجد نبرد سجده جبینمابروی تو گر گوشۀ محراب نماید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth