شعر را زندگی کن
خلوتی با نظامی عروضی

بخش ۷ - فصل - در قوای انسان

دیباچه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اما حواس باطن بعضی آنند که صُوَر محسوسات را در یابند و بعضی آنند که معانی محسوسات را در یابند:
۲
اول حسّ مشترک است و او قوّتی است ترتیب کرده در تجویف اول از دماغ که قابل است بذات خویش مر جملهٔ صورت‌ها را که حواس ظاهر قبول کرده باشند و در ایشان منطبع شده که بدو تأدیه کند و محسوس آنگاه محسوس شود که او قبول کند.
۳
دوم خیال است و او قوّتی است ترتیب کرده در آخر تجویف مقدّم دماغ که آنچه حس مشترک از حواس ظاهر قبول کرده باشد او نگاه دارد و بماند درو بعد غیبت محسوسات.
۴
سوم قوت متخیّله است و چون او را با نفس حیوانی یاد کنند متخیّله گویند و چون با نفس انسانی یاد کنند متفکّره خوانند و او قوّتی است ترتیب کرده در تجویف اوسط از دماغ و کار او آن است که آن جزئیات را که در خیال است با یکدیگر ترکیب کند و از یکدیگر جدا کند به‌اختیار اندیشه.
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth