شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۶

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا
۲
گر سرم در سر سودات رود نیست عجبسر سودای تو دارم سرِ سر نیست مرا
۳
ز آب دیده که به صد خون دلش پروردمهیچ حاصل به جز از خون جگر نیست مرا
۴
محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل منبر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth