شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۲

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می گزی لب را که طعم لعل خندانت خوش استگوییا آن شکر شیرین به دندانت خوش است
۲
موی را شانه مزن برگرد مه پرچین مکنهمچنان آشفته آن زلف پریشانت خوش است
۳
از لب گوهرفشانت نیست چشمم را شکیبچشم گریان مرا با لعل خندانت خوش است
۴
بس برین درگاه نالیدیم و نآمد رحمتتگوییا با ناله های دردمندانت خوش است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth