شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اول به نام آنکه زد این بارگاه راافروخت شمع مشعله مهر و ماه را
۲
برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلمبر جا نشاند روز مرصّع کلاه را
۳
خفتان نقره کرد برون از تن جهانپوشاند بر سپهر لباس سیاه را
۴
رخسار و زلف و چشم و خط و خال آفریدآنگاه داد راه تماشا نگاه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth