خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بیا که باز خراب است حال ماپیش آر باده ای صنم بیزوال ما
۲
جامی بده که دست نشاطی بهم زنیمشد خشک در قفس همه اعضا و بال ما
۳
ما در غم تو روز شب ای بیوفا و تودر خاطرت نمیرسد اصلاً خیال ما
۴
ما خانهزاد محنت و اندوه و ماتمیمفارغ نشین که دهر ندارد مثال ما
صفحهٔ ۱ از ۲