شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نهاده حسن تو بنیاد دلربایی راگرفته گل ز رخت بوی بی‌وفایی را
۲
کسی نیافته قدر برهنه پایی راخراج نیست در این ملک بی‌نوایی را
۳
رسا نمی‌شود از سعی خامه تقدیربه قد آن که بریدند نارسایی را
۴
ز خون دل ثمری جلوه ده در این گلزارچو سرو چند کنی پیشه خودنمایی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth