خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکش از رخ نقاب و بر فروزان عارض گل رابیا یکسر بسوزان زآتش گل بال بلبل را
۲
به رنگآمیزی زلف و رخت صد آفرین کردمکه پیچیده است گرد دسته گل تار سنبل را
۳
اگر خواهی رهانی مو به مو جمعیت دلهابه قربان سرت گردم پریشان ساز کاکل را
۴
کسی سر از خط پیچیدهاش بیرون نمیآردبغیر از دل کزو بگرفته سرمشق ترسل را
صفحهٔ ۱ از ۲